الملا فتح الله الكاشاني

466

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ياد كن چون گفت موسى ابن عمران و ميتواند بود كه ظرف متعلق باشد به عليم يعنى خدا دانا بود بگفتار موسى در حينى كه گفت * ( لأَهْلِه ) * مر كسان خود را كه با او بودند در وقت توجه از مدين بمصر و راه گم كرده بود و زنش را مخاض گرفته و سر ما دريافته و شب در نهايت ظلمت با رعد و صاعقه و بارندگى هر چند جهد ميكرد آتش از آتش زنه بيرون نميآمد پس در اينحالت گفت كه * ( إِنِّي آنَسْتُ ) * بدرستى كه من ديدم * ( ناراً ) * آتشى افروخته و منه اشتقاق الانس لانهم مريئون و يا احساس كردم آن را بر وجهى كه انس مرا به آن حاصل شد * ( سَآتِيكُمْ ) * زود باشد كه بيارم * ( مِنْها بِخَبَرٍ ) * از آن آتش خبرى يعنى كسى كه بر سر آن آتش باشد حال راه و غير آن معلوم كنم مرويست كه با موسى غير از زن او كسى ديگر نبود پس بنا بر صحت اينذكر اهل بر طريق كنايه باشد يعنى حقتعالى زوجه او را تكينه فرموده باشد باهل و ورود خطاب بر لفظ جمع تابع اين ساخته و يا به جهت اقامهء زوجهء خود در مقام جماعتى كه بايشان انس حاصل بشود در امكنهء موحشه و ذكر سين جهت دلالت است بر بعد مسافت يا وعده باتيان و اگر چه دير كند و سآتيكم بخبر و لعلى اتيكم اگر چه به جهت صورت كالمتدافعينست به جهت آنكه احدهما ترجى است و ديگر تيقن لكن راجى هر گاه رجاى او قوى باشد گاهست كه ميگويد سافعل كذا و سيكون كذا با آنكه تجويز جنبهء مرجوحه مىكند حاصل كه موسى ( ع ) فرمود اهل خود را كه اينجا مكث نمائيد تا من خبرى را از كسى كه نزد آن آتش باشد بپرسم * ( أَوْ آتِيكُمْ ) * يا بيارم براى شما * ( بِشِهابٍ قَبَسٍ ) * شعلهء آتش شعله كشنده و مقبوسه و فرا گرفته شده يعنى پارهء از آن آتش اخذ نمايم * ( لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ) * شايد كه شما گرم شويد به آن يعنى باميد اينكه شما گرم شويد به آن و از سورت سرما خلاص شويد اضافهء شهاب قبس جهت آنست كه شهاب مقبوس و غير مقبوس مىباشد و كوفيان و يعقوب بتنوين با ميخوانند به آنكه قبس بدل آن باشد يا صفت به جهت آنكه بمعنى مقبوس است و اين هر دو وعده بر سبيل ظن غالب باشد و لهذا در طه بصيغهء ترجى از آن تعبير فرموده چنان كه انفا اشاره كرده شد و ترديد بجهة آنست كه تا دلالت باشد بر آنكه اگر بهر دو ظفر نيابد بيكى از آن فايز خواهد گشت كه آن يا هدايت طريق باشد و يا اقتباس نار و اين يا بنا بر ظاهر حال بود و يا وثوق بعادة اللَّه بر آنكه بنده را بالكليه محروم نگرداند و اصطلا از صلا مشتقست بمعنى نار عظيمه القصه موسى اهل خود را گذاشته متوجه آن نار شد * ( فَلَمَّا جاءَها ) * پس آن هنگام كه آمد بنزديك آن آتش نورى ديد كه بىاحراق افروخته از درختى سبز كه برگ آن را نميسوخت و پژمرده نميگشت از آن متعجب شد و آهنگ كرد تا آتش برگيرد آتش از سر درخت